رنگشون پریده که
تعارف هی زدن بهم
هیچکی جرعتشو
نداره که رو به روت بیاد
بس که هیبتت
علوی که ابن سعد میگه
والله که قامت علمداری
به تو میاد
آواره موندن مرکبا
همه فرار کردن
اینکه رقیه مرحبا
همه فرار کردن
یا ام البنین
مگه ؟ شیر اومده
توی میدون
که اینجور
پا به فرار گذاشتن
چرا بعد از اینکه
تو رو دیدن
لباس جنگو کنار گذاشتن
یا ابوالفضل ….