نگم برات
که چه دری داره این شهر نجف
تو ذهن ما علی مروارید نجف صدف
یه سال بره من نرم ببینمش نمیشه که
یه بره من نبینمش میش
اینجا تلف
این مذهب تا ابد و عوض نمیشه
عالم در این خونه تا آخرش فقیره
سنی ها برید خلیفه از سیری نمیره
بابام علی تا سه روز گرسنه رو زمین
به یدالله قسم
به هیبت الله قسم
عمر هر کس که بیاد جلوی تو
سر میاد
توی عالم هنوز سوال که چرا از
گلوی خدا داره صدای حیدر میاد